first
چه سریع گذشت رفت اولین بار دیدمت ضربان قلبم انگا رو سیصده با خودش میگه این دیوونه اینبار چی زده موج چشات چرخید و شد نوسان مغزم ترفیع توی مسیر گم شدمازون موقع توش لحظات بعدم تعویض بینظیر رگم جای عصب میکنه بهم اثبات بی نهایته تاثیرش چشمات خنگ شدم مطمئنم باهوش بودم چیکار کردن چشمات امانته تقدیر انگا قبلش خاموش بودم زدم تازه استارت ما مال همیم داغ میشممیبینمت میسوزونی عین آفتاب کویر باد میشم میچینمت جات نیس تو رو زمین همش همش دیوونه ی چشمای رعناتم همش همش عاشق طعم اون لباتم میایم زمین باهم فر مژه ات پرید تووبهترین واسم باورشون نمیشه دیوونتم همیشه میگن ولت کنم سریع ولی دیگه نمیتونم اکسیژنم تموم میشه ازینوری نه اینکه اکسیژن باشی مغزم نمیخواد اکسیژن با من نری بمون تا باشم تا انتها شم بمون تا آخر و بمون تا باشمم برون سوار شم همش همش دیوونه ی چشمای رعناتم همش همش عاشق طعم اون لباتم نه ازونم بدتری همزبون خوردیم به هم مثل دوتا سنگی گه از درون شیشه میپوشونیم توی گم شدم تصمیمش عوض شد همین و گفت لحظات بعدم گذری مبهم به تمام عصبی شدم وقتی دیدم
You may also like

Leave a comment
See track description ↑