tanha
همیشه من تنها بودم معمولی شده تنها بودن به فکر همه بودم امافکر فردا نبودم که از پشت بهم خنجر میزنن من به هر در که میزنم دری به بروم باز نمیشه حتی اگه جلوشون پرپر بزنم فردامو خودم تایین میکنم تنهایی رو من تایید میکنم همه میگن باید تغییر بکنم من جلو خدام فقط تعظیم میکنم حرف اخرو اعلام میکنم افکار کثیفو فقط اعدام میکنم نه فرقی میکنم نه تغییر میکنم نه خودمو اصلاح میکنم فقط برا خودم اجرا میکنم از تنهایی دورو برم حسابی پر رن عادت کردم نباس احساسیش کنم به زندگیمم هیچ اعتراضی نمیکنم مقصر زندگی نیس سرنوشته یا بد نوشته یا سرلج نوشته هرچی بوده برعکس نوشته از اول تا اخر حرف بد نوشت نباید با همه صادق باشی دیدی زندگیت ساده پاشید درسته زندگی یکی دوروزه همین دوروز هم باید سایه باشی من حماقت کردم رفاقت کردم بند رفاقتو رفیقا قطع کردن یادم نمیاد به کسی بد کردم تنهاییم شده عامل سردردم هی نوشتم هی نشوتم انتقام از اونایی من گرفتم که روزای سختمو تنهام گذاشتن حس خوبمو من پسر گرفتم زندگی تعلق میخواد برا امتحانش تقلب میخواد شروعش جایی که تولد میاد سختیش جایه که توجه میخوای تنهایی ارتش یه نفره میخواد حسای بد به امه طرفت میاد چیزایی که حتی تو خواب ندیدی اما یه روز به سرت میاد طعم حوشحالی من یه بار چشیدم وقتی که یه قلب رو دیوار کشیدم شکسته بود ارزشی نداشت ولی میدونستم قلب خودمو کشیدم تنهایی عامل شکست نمیشه فقط قلبی که داری شکسته میشه تک نفره پیشرقت میکنی درزندگیت قفلش بسته میشه
You may also like

Leave a comment
See track description ↑
دادا بقیه پستای منم چک کن❤🤘