زجه نون
چشامو که وامیکنم دود سیگلرو تو هوا خوب بو میکنم همه شدن دوخط حرف بلند که به هم نمیرسنو از روی هم خوب رد میکنن تو فضای اتاقم خوب مست میکنم بوی عرقو شرابو توخودم میکس میکنم با لج بازی از عمرم درخواست تنکس میکنم بعد اینکه تفاوت عمرو خوب دک میکنم نگاه لجو خوب در میام من با این احساس کارمو خوب درمیارم تو تفاوت توهمت محض گیر کردم اه میخام همه رو از بدبختی دربیارم از لج دنیا خوب دوام میارم وقتی همه شدن آواره مجنون وبیچاره توی راه کار غم یه بیگاره همه شادی رفتن این ادمه شد یه اواره ارادشم شکسته بیچاره توی هرشب شده ذکر خدا این بیچاره همه شکستنش این بیچاره ای که بی آچاره خلاصه زندگی همه شده این دوخط خون نوشت باتلاق شلاق خورده به هر جور ولی شب مستم میرسه از هر جور تو بامن جور خوب باش از هرجور ولی صدا ی زجه هام میرسه به هرگوش دستم زخمیه از هر جور آزورهامون مونده تو هر گور تو هم با دستای خالیت بیتفاوت به هر جور منم میگم بهت از تفاوت توهم به هر جور. ۱۲۳ سفرهام خالیست، اما صبرِ من لبریز نیست در گلویِ روزگارم، نغمهیی جز «تیز» نیست دستهایم پینهبسته در میانِ آهن و سنگ در جهانِ این تلاطم، سهمِ من جز «میز» نیست وعدهها در دالانِ گوشم، واژههایی پوچاند مثلِ آن بارانیام که در دلِ پاییز نیست خستگیام را نمیبیند کسی در این سکوت عرقِ جبینِ کارگر، در لیستِ «سود و نیز» نیست چشمِ من هر شب به راهِ نامهای از بانکی است کاین چنین در انتظارم، باطنی ناچیز نیست حقِ من نان است و آرامش، نه بازی با زمان سختیام از فقرِ مطلق، کمتر از یک «خیز» نیست من نمیجویم ترحم، حقِ خود را خواهم و بس عزتِ نفسِ مرا، در سفرهای ناچیز نیست…
You may also like

Leave a comment
See track description ↑