Agheli?
به زمان بستگی داره آدمیزاد گرچه بیداره باز پره خطاس طرز دیداش هی تو این تاریکی سالمی اشکت میادش به منمدسترسی داده میسازم نه که هرچه بیادش به قولت میزنی محو بشی آره ولی تیرس زیره چشمات ترس زیره پاته میزنن پخش میشی تازه الان بازاره مجلسی داغه اگه سکوت داشتم زمان بهت تشویقی داده میخونم کر بشی جاهل یه طرف ابره سیاهه میبینن بحث ریائه خب منم سرپوش بزارم، ترک چیائه؟ میشینم زخم میشم انگار تنبیه کاره هر گره اعتراض به تبدیله داره منطقت همینه منطق کاهه گیری پشیمون میگی هذیون امروز تا آخرش میگی از دیروز انگار تنت حس کرده دیو و پری ُ هر روز تاریکه که تیره تری خب دیشب توی خواب ماه بود برام صبح چشما باز شد همش انگار خواب بود تمام زندگی با خورشید انگار یاد میداد باز سوختن یاد بگیر ولی توامدرگیر حتی مافوق نشو گلاویزه انگار لوح جنگ بهمون تنها میشه با یه عقده زخم دلمون ولشون کن عمل و منطقشون اونام میبینی نشستن پای مکتبمون یاد گرفتم پلک بزنم خیره نشم وقتی خیرگی با مردن فرق داشت یاد گرفتمسمت جنس نرم چیره نشم وقتی همش از درد خودش کم نداشت یاد گرفتمصبر کنم ببینم هی مسیر عوض نکنماز مسیره تلاش هی نبرم اینور و اون ور ندووام بی جهت برای هرچی،نکنم خودمو فداش از ریشه دادن غلط تو ذهنت سادس بشناس خودتو بعد طرف حست برو میبینی آرومی میشینی با دلخوش مثل خوشحالی تو روز بارونی
You may also like

Leave a comment
به زمان بستگی داره آدمیزاد گرچه بیداره باز پره خطاس طرز دیداش هی تو این تاریکی سالمی اشکت میادش به منمدسترسی داده میسازم نه که هرچه بیادش به قولت میزنی محو بشی آره ولی تیرس زیره چشمات ترس زیره پاته میزنن پخش میشی تازه الان بازاره مجلسی داغه اگه سکوت داشتم زمان بهت تشویقی داده میخونم کر بشی جاهل یه طرف ابره سیاهه میبینن بحث ریائه خب منم سرپوش بزارم، ترک چیائه؟ میشینم زخم میشم انگار تنبیه کاره هر گره اعتراض به تبدیله داره منطقت همینه منطق کاهه گیری پشیمون میگی هذیون امروز تا آخرش میگی از دیروز انگار تنت حس کرده دیو و پری ُ هر روز تاریکه که تیره تری خب دیشب توی خواب ماه بود برام صبح چشما باز شد همش انگار خواب بود تمام زندگی با خورشید انگار یاد میداد باز سوختن یاد بگیر ولی توامدرگیر حتی مافوق نشو گلاویزه انگار لوح جنگ بهمون تنها میشه با یه عقده زخم دلمون ولشون کن عمل و منطقشون اونام میبینی نشستن پای مکتبمون یاد گرفتم پلک بزنم خیره نشم وقتی خیرگی با مردن فرق داشت یاد گرفتمسمت جنس نرم چیره نشم وقتی همش از درد خودش کم نداشت یاد گرفتمصبر کنم ببینم هی مسیر عوض نکنماز مسیره تلاش هی نبرم اینور و اون ور ندووام بی جهت برای هرچی،نکنم خودمو فداش از ریشه دادن غلط تو ذهنت سادس بشناس خودتو بعد طرف حست برو میبینی آرومی میشینی با دلخوش مثل خوشحالی تو روز بارونی
ایمانس داوش گل کاشتی رفیق
عالیه داوشم