جاهلیت
هی دورمن نصف شبو راضی نبودم از این موقعیت ولی تلاش میکنم بازم من هیچی نداره حکم اولیت ولی هر کار میکنم میگن بازم کم من میخوام برم جلو تا ابد نشو با یه امتیاز خر کیف پس برو جلو دیگه تا وقت هست اجزا بریده نمیشن تا نخ هست دیگه هر چی خر بازیه بس است بلک اوت میشی با یه ضربه میگی این رفاقته چطور کنده دیگه رو لبم نمیاد خنده همیشه اونی که لاشیه شده برنده باس بکنم این جاده رو رنده یروزی میخوم بشم مثل اون پلنگه که تو آسمونه راهش دوره جاده پره همیشه از آدمای لاشی اونا یکاری میکنن که دیگه نتونی پاشی یجوری میندازند انگا کردن جاده رو سم پاشی ولی تو بگو همیشه تا ابد پاشی نیخوام بگیرم فاز شاعرانه ولی این جمله رو میگم به خون گر کشی خاک من دشمن من بجوشد گل اندر گل از گلشن من تنم گر بسوزی به تیرم بدوزی جداسازی ای خصم سر از تن من همیشه دلم میخوست ته مسیرو ببینم ولی نشد خود مسیرو ببینم باختنتو با چشمای خودت دیدی مرد جاده خرابه بس که لاشیا توش میرینن حیفه اونایی که استعدادشون دیرینن ولی تو جاهلیت موندن و هنوز دنبال کیلیدن شد حرف از جاهلیت اونا دارن همشون مالکیت واسشون مهم نیست حتا دیدنت بعضیا ندارن حس آدمیت آدمی در این دنیا نمی آید بدست باین جانی از نو ساخت و از نو آدمی
You may also like

Leave a comment
See track description ↑