آتیش آخر ماه
نشستیم دور آتیش،فکر میکنه به فاطیش،ما نشستیم دور آتیش، داوود پشت فرمونه،نامرد شده زمونه،کندل واسه نت بیرونه..... تا اینجا مهدی نداره پول اجاره،زنشو اینجا میاره،داوود شکست عشقی خورده مث یه لش مرده نشسته فقط مشروب خورده مست توی جاده با سمند توی دَره قربونی میکنه یدونه بره به خاطر سمند که رفته تو دره.....تا اینجا امیر میزاره پست از ننش،هی میخوره گوه پلشت،کندله هستش اهل رشت،اما گوزید داوود برگشت چون خفه شد ننش،تادیروز نمیشناختی دست راست الان واسهما میری تخته گاز،اما بیا پایین بابا بچه سال،جمع میکنی واسه زن و بچت میوه کال،فاطمه میگیره واسه مردم فال داوود با قایق میره شکار وال......تا اینجا محمد مهدی تا پری روز به جای در فلز داشتین به جای بچه حیوون کاشتین،سر زمین با عزرا دعوا داشتین ،شیشه رو به خاطر اون برداشتین کله کچل عزیز در نظر داشتین دعوتت نمیکنن تو مجلسا چون مجلس نیست جای راننده ها پس بشین سر جا.... اینجا هم مهدی
You may also like

Leave a comment
See track description ↑