SIAVASH

0:00
0:00
SIAVASH

کنار جاده یه مرد وایساده منتظر یکی که هنوز نیمده در میره از هیولای پشت سرش نمیخاد روحشو به سادگی از دس بده ولی چاره ای نداره آخه همه دنبالشن راهی نداره آخه یکار باید بکنه بیوفته دنبال چاره بره نه میگه من وصلم به اینجا اما گر ماند باید زند غید زندگی را حیفه آخه عمرش جوانیش حیفه آخه گمشه توی جاده بیراه حیفه آخه نرسه به خواسته هاش در رح ز چی ترسی نداره این مرد در رح ز چی ترسی نداره ز مرگ حرف حرف بدون عمل این سخت ترین روش معاملن معلومه نمیرسی گر زنی حرفش را باید برخیزی بکشی رنجش را نابرده رنج نمی‌شود گنج من معتقدم این پای خودم است که رساندم به مقصد در راه دیدم سیاوشی بس پریشان حال ز امید زندگی بس نامید بود گفتای بش ای سیاوش تورا چرا غم گفتا من در تن روحی ندارم هییییی هیییی گفتا همه روح تنم مرد با رفتن یک نفر وصله کسی؟ بسته بمیر خسته شدی؟ خفه خون بگیر نبودم من هیچگاه اینگونه خندیدم بعدش تا ریخت اشکم بروی گونه تویی توانی مرا غمگین کنی توانی مرا بد بین کنی ز هرکس پس بهتر است نباشی هیچ وقت هییییی هییییی

1 Comments

Leave a comment

Author
4 years ago

See track description ↑

User avatar
1.55k
Total plays
40
Followers
1
Following

You may also like