دیس ترک
اسکله پلشت ننش کصه میده همش نمیدونم چی دیده که میخاد بام بشه طرف یه جمله بگم تا که وقت نشه طلف هنوز واسه دیس کردن بچه ای نفس حتی اگه بشم حبسه قفس خرابت نیکتم با یه کام رله علف میخای فاز بگیری کسی حریف نی خودت بچه ای هنو زوده کبیر شی شاید با کص دادنه ننت یروز دبیر شی البته غمی نیس چون پشمم نی که بخای رغیب شی شایدم وزیر شی یکی روت بشینهو یروز قوی شی ولی دس اخر بدون شهیدی یه دسه گل روقبرتوـ باید فدا شی پشت گرمیات همه لفظایه قافه گنده گوزیام که در حده یع گافه از محتوایه شعرت بگم که برایه یه دافه یا که بنگ کشیدنات با دوستات تو یه کافه اومدی دیس کنی بابا لفظای تو فانه یه بچه میکنتت سرچاراه تویع بانه الانم برو نباش دنبال بهانه چون زمستون تو هنوز برا من بهاره خودت بچه ای برو بگو پدرت بیاد این یه پاک.نویس بود تویه دفتر مشق شعرام
You may also like

Leave a comment