یه روزایی بود خورشید نبو دیه شبایی که بغضام شکست تو سکوت همه جا تاریک راهیی نبود ولی تو دلم یه نور کم سو بود همه میگفن ت
0:00
0:00
یه روزایی بود خورشید نبو دیه شبایی که بغضام شکست تو سکوت همه جا تاریک راهیی نبود ولی تو دلم یه نور کم سو بود همه میگفن تمومه ولی من وایسا دم زخمای دیروز هنوز هستش یادم هرچی رفتم جلو راها باریک تر شد قدم ها خسته دنیا تاریک تر شد هرچی کشیدم زخما عمیق تر شد نشکستم دلم آهنی تر شد بهم میگن اشکالی نداره سختی میسازه آدمو پس چرا هنوز میسوزه یادمو میخواستم بکنم پرواز ولی بالم شکست فهمیدم زندگی هستش یه قفس هرکی رفت یادگاری گزاشت یه زخم تازه یه درد تو جاش دوباره شب شد دل من بیتابه حس میکنم غم توی رگ ها آبه چشمام خسته از این دنیای سنگی رفیق های دیروز شدن قصیه رنگی حرفاشون دود شد رفت توی امواج من موندم تنهایی یه قلب صد چاک ولی فعلا منمو یه شب سرد یه دنیا خاطره یه دنیا درد اما ادامه میدم حتی با غم
You may also like

Leave a comment
See track description ↑