TIR
0:00
0:00
حاجی سندوقو داغ میکرد وقتی رعیسی گونی هارو چاق میکرد یکی از اون جا داد میزد عمو خومینی واسه مرگش ساز میزد اون پسری که کون میداد به بعقیه پز میداد تو فک کردی خدا هم چی رو داد ولی به نزر من که هیچیرو نداد توام کم اوردی از چسات ترس پیداست اون شیطانی که میخاستی همین جاست تو فیسه پاچیدت پس جدی نگو بمون عادی پس اون سیاه روتو حل کل تو شراب ما چاقالا ما از اولم پررو بودیم شب تو خلاف ولی صب تو بتل بودیم اینا لات شدن وقتی ما اردو بودیم دشمن شدن اونایی که براشون الگو بودیم
You may also like

Leave a comment