جمعه های سیاع
جمعه های سیاه خیلی بده دل من میشه توش مثع ملتک کده هرکی اومد قید منو زده سفت محکم قوی اینوی سده مانع شده واسه راه من ذیگ میگ دور بشو از من آخه مردتبکه هرکی میخاد قلمتو بشکونه راه نری جلآ خب همین جاها بنشونت هرکی سد راهست شد بزن بشکونش راه تقوا رو پیشه بگیر مرد جمعه درد داره هواش یکم میشه سرد پس مردم دیگ شدندهه درمند هواست باشه پشتت ی دررست دور مور میزنم ک برسم ب سرفصل جمعه ها هواش خیلی دلگیره یکم چشات باز کن ببین مسی نی پیگیرت هیچکس نیست حتی دستتو بگیره ایجا میفهمیم محتاج خلقی یوسف تهه چاهو محتاج دلقی ولی بدون ک کارت اشتباسو مشکل ما از تهه اجتماست میخای ریسه بشه هرچی اختلاص جاده ها دیگ همه بستس دیگ ازت خستم ولی بازم هستم از بس دردم ب کی بدی کردم حاجی خیلی سردم گاهی اوقات گرمم بزن روی گردن باهم تیغ و مرحم ۰وقتی محتاج خلق باشی وقتی تنگ میشه دلت واسه همه میبینی هرچی فش بدی ارع بازم کمه تنها میشی دلت پره غمه راه چاره دارع پارع کارع چاره کارع واسه راهت مثه یارع پای دارع پایداره تهه چاهه ته راهه اون بالا عه توی دل ابو گلت واسه اونه توی خونت توی جونت خوده روحت مثه کوه ااا اون خداست مرد مرحم درد گرمای سرد فردای من خبر دارع پس کنار من هس تا آخر راه توی چاهم اک باشم میرسع ب من آه وقتی خدا باشه پیش من دیگ غم و غصه و دردارو میکنم سیکش غروب جمعه واسم شاخ بشه خدا باشه اگ باهام من میکنم کیکش خدا پر کرد چاله های منو خط زد واسه کن سال های.انو یاد گرفتم از اون بخام ن از بنده هاش از لج دنده هاش نههه از خدا بخای بهت میده قطعا ناج ی الله ن اون یارو بتمن خخه حرفام هر بار خروار خروار وردار سردار کلمات سرشار از معانی الفاظ ی آدم لفاظ تسکین دردام فقط خوده الله
You may also like

Leave a comment
جمعه های سیاه خیلی بده دل من میشه توش مثع ملتک کده هرکی اومد قید منو زده سفت محکم قوی اینوی سده مانع شده واسه راه من ذیگ میگ دور بشو از من آخه مردتبکه هرکی میخاد قلمتو بشکونه راه نری جلآ خب همین جاها بنشونت هرکی سد راهست شد بزن بشکونش راه تقوا رو پیشه بگیر مرد جمعه درد داره هواش یکم میشه سرد پس مردم دیگ شدندهه درمند هواست باشه پشتت ی دررست دور مور میزنم ک برسم ب سرفصل جمعه ها هواش خیلی دلگیره یکم چشات باز کن ببین مسی نی پیگیرت هیچکس نیست حتی دستتو بگیره ایجا میفهمیم محتاج خلقی یوسف تهه چاهو محتاج دلقی ولی بدون ک کارت اشتباسو مشکل ما از تهه اجتماست میخای ریسه بشه هرچی اختلاص جاده ها دیگ همه بستس دیگ ازت خستم ولی بازم هستم از بس دردم ب کی بدی کردم حاجی خیلی سردم گاهی اوقات گرمم بزن روی گردن باهم تیغ و مرحم ۰وقتی محتاج خلق باشی وقتی تنگ میشه دلت واسه همه میبینی هرچی فش بدی ارع بازم کمه تنها میشی دلت پره غمه راه چاره دارع پارع کارع چاره کارع واسه راهت مثه یارع پای دارع پایداره تهه چاهه ته راهه اون بالا عه توی دل ابو گلت واسه اونه توی خونت توی جونت خوده روحت مثه کوه ااا اون خداست مرد مرحم درد گرمای سرد فردای من خبر دارع پس کنار من هس تا آخر راه توی چاهم اک باشم میرسع ب من آه وقتی خدا باشه پیش من دیگ غم و غصه و دردارو میکنم سیکش غروب جمعه واسم شاخ بشه خدا باشه اگ باهام من میکنم کیکش خدا پر کرد چاله های منو خط زد واسه کن سال های.انو یاد گرفتم از اون بخام ن از بنده هاش از لج دنده هاش نههه از خدا بخای بهت میده قطعا ناج ی الله ن اون یارو بتمن خخه حرفام هر بار خروار خروار وردار سردار کلمات سرشار از معانی الفاظ ی آدم لفاظ تسکین دردام فقط خوده الله