یه نشون
با کلمه بنویسم وقتی کلمات خزن نونوای آرد پزم باز خستم همیشه خسته یه خرس خواب زمستونی در غار بسته کابوس داعم انگار لبه پات لبه داربسه باز پس بگیرم چی با کلمات چی عوض میشه بجز با حرکات دورم پره آبه داره عمق میگیره خرسه بلنده شده داره دور میگه داره دور میگیره میچرخه دورم جهت نگاش وصله بخودم یه روزنه نور میدیدیم باورم نمیشد انگار تاریکی توی روز میدیدم به سادگی منم محوش شدم رفتم سمتش زیر روزنه نور توی غار یه روزنه دور حس سرراست دراومد بال یهو رسید وقت پرواز خرس وحشی دنبال غذا انگار رستورانه اونم مشتری غارم کباب پزه تنفر کرد رشد تا فکشو باز کرد زدم مشت سریع بلند شدم مث سیاره مشتری دادم بالو تکون بالو بتکون بده تکون تکون لحظه کمال نمیدونم چی شد یادم کل دردام رفت از یادم بالم شد کلبه برام زدم بیرون خرسه چنگ زد گذاشت رو پیشونیم یه نشون
You may also like

Leave a comment
ماشالله