HardB_13-45
قلمو بده به من .. بزار شروع کنم به پا خیزم ...ها.. اینایی که لاشی بودن...ادعا می کنن که از همه خوبن نه...شماهمه بودین... هان...شما که دیدین....هان ... چیشد .. هان..ترسیدین که نکنه یه وقت... سرتون بره لا کارد..اه.. فکر میکنی رد دادم..نه ... یه روانیه ردیم من...از شرق تا غربو گشتم...چی دیدم از فرق غشرها...عقب گرد ساعت بود نه تو...خلافکار ریس بود نه تو...مادرم دعا کرد تا صبح ....پدرم تلاش کردو مرد...فرار میکنم از فردام ...تلاش میکنم من صدبار...میخورم زمین پا میشم باز...اگه در ها قفل بودن همه میدونم هست پنجره باز...میگیرم از سیگارم کام ...برا رقصیدن قلم.. روی دفتر هام....هدف هام کوچیک بود همین ...قدم هام کوتاه بود همین...همینا شدن برگ برندم... برای بالا رفتن نردبون نیاز نیس اصلا...درستو غلط دست خودته پس نکن خودتو خسته..یه .. شما که هار شدین ... برا من شاخ شدین...
You may also like

Leave a comment
See track description ↑