شهر
0:00
0:00
صداي آژير و پارس سگاي ولگرد يه خيابون خاموش سرآغاز قصه اس سرما زده به استخون داره ميلرزه تنش تموم گناهاي اونو مي بخشه غمش به ياد مياره خودشو تو روزاي اوج به فكر آرامش بعد طوفانشو خيلي وقته كه جا گذاشته يه جا لبخندشو به هركي رسيد و خنديد و گفت از من نشو ضربه از خودي بود از داداشاي دورش شايد از رفيقاي خوب از پادشاه عمرش حسود بودن نخواستن سر بالا كنه حالا كنار جوب افتاده دوا مي خوره يكي پيدا نشد دستاشو بازم بگيره نذاره گوشه گير شه احساسش بميره گناهكار خودش بود اعتماد كرده بود نشوني نپرسيد، اشتباه رفته بود يه دستبند به دست يادگار همسرش يه لبخند به لب سازگاره از غمش يه عكس كهنه تو جيب پاره بود يه لبخند تلخ به جونش افتاده بود
You may also like

Leave a comment
صداي آژير و پارس سگاي ولگرد يه خيابون خاموش سرآغاز قصه اس سرما زده به استخون داره ميلرزه تنش تموم گناهاي اونو مي بخشه غمش به ياد مياره خودشو تو روزاي اوج به فكر آرامش بعد طوفانشو خيلي وقته كه جا گذاشته يه جا لبخندشو به هركي رسيد و خنديد و گفت از من نشو ضربه از خودي بود از داداشاي دورش شايد از رفيقاي خوب از پادشاه عمرش حسود بودن نخواستن سر بالا كنه حالا كنار جوب افتاده دوا مي خوره يكي پيدا نشد دستاشو بازم بگيره نذاره گوشه گير شه احساسش بميره گناهكار خودش بود اعتماد كرده بود نشوني نپرسيد، اشتباه رفته بود يه دستبند به دست يادگار همسرش يه لبخند به لب سازگاره از غمش يه عكس كهنه تو جيب پاره بود يه لبخند تلخ به جونش افتاده بود