Dead memories

0:00
0:00
Dead memories

--- میدم به خودم که دیگه بس کنم، آهنگ نه، حرف نه اما این ورس میاد تو دلم، مث یه چاقو که میره تو نرمه پشت میگن برو تتل، مث اون که رفت تو تلِ خطر ولی من میدونم، اون تل نه، یه گوداله، یه مردابِ بی‌پدر این آدما همه منتظرن، یه اشتباه کوچیک از من که بیوفتن به تله، اما امان از دست من په بایستی هوا رو جمع کنی، مث اونی که تو سیم خارداره نشوی گربه‌ای که هر قدمش یه التماسِ شکاره آره، وقتشه که زیپو بکشی، بری یکیو بکشی تو خیابون نه برای کینه، واسه اینکه بفهمن این رپ، یه مشت پز و دروغ نی، یه قانون بکش و بوکش، ولی نه با مشت، با کلمه، با یه واو فرق که وقتی بزنن به گوششون، از خنده نترکَن، بریزن تو مرگِ یه رُخ --- از افسانه‌ها، از داستانای پشت بوم، تا حقیقتای کثیف تو کوچه‌پس‌کوچه همش یه درده، یه زخمه که بی‌ریشه، ولی ریشه زده تو خونِ جوونه من لاکار نکردم، من رفتم تو کار تا ببینی این لاکاری، خودش شده کاور کار اون رفت، حراصاش موندن، یه عمر تو چاهِ قال بی‌حواس، بی‌فهم، حالا میان براش شعر میگن، چه حرفای ناقابل اونایی که هیچی ندیدن، میان واسش مرثیه بارون آدمای کودن، کونی، بی‌حواسِ بی‌شعور که نفهمی براشون زیاده، نفهمی که یه نعمته اینارو باید بفرستی لاحاشیه، که دیگه نبینن رحمته گفتن این حرفا خودش یه زیاده‌روییه، میدونم اما نمیخوان بدونن حراصِ حراصاشون، یه گوه‌خوریِ بی‌نهایته تو این طلسمِ خیابون «بیا ببین خیابون چی داره، نه چیزای لوکس، نه آسایش یه مشت تتلِ شکسته، یه مشت آدَمای بی‌سروصاحبِ سرگردون من نه میمونم، نه میرَم، مث یه سایه تو این ورسام میام رو بیت، میزنم تو گوششون، که بدونن کی بود اون که رفت تو اون چاهِ بی صدا بی صدا

2 Comments

Leave a comment

Author
15 days ago

--- میدم به خودم که دیگه بس کنم، آهنگ نه، حرف نه اما این ورس میاد تو دلم، مث یه چاقو که میره تو نرمه پشت میگن برو تتل، مث اون که رفت تو تلِ خطر ولی من میدونم، اون تل نه، یه گوداله، یه مردابِ بی‌پدر این آدما همه منتظرن، یه اشتباه کوچیک از من که بیوفتن به تله، اما امان از دست من په بایستی هوا رو جمع کنی، مث اونی که تو سیم خارداره نشوی گربه‌ای که هر قدمش یه التماسِ شکاره آره، وقتشه که زیپو بکشی، بری یکیو بکشی تو خیابون نه برای کینه، واسه اینکه بفهمن این رپ، یه مشت پز و دروغ نی، یه قانون بکش و بوکش، ولی نه با مشت، با کلمه، با یه واو فرق که وقتی بزنن به گوششون، از خنده نترکَن، بریزن تو مرگِ یه رُخ --- از افسانه‌ها، از داستانای پشت بوم، تا حقیقتای کثیف تو کوچه‌پس‌کوچه همش یه درده، یه زخمه که بی‌ریشه، ولی ریشه زده تو خونِ جوونه من لاکار نکردم، من رفتم تو کار تا ببینی این لاکاری، خودش شده کاور کار اون رفت، حراصاش موندن، یه عمر تو چاهِ قال بی‌حواس، بی‌فهم، حالا میان براش شعر میگن، چه حرفای ناقابل اونایی که هیچی ندیدن، میان واسش مرثیه بارون آدمای کودن، کونی، بی‌حواسِ بی‌شعور که نفهمی براشون زیاده، نفهمی که یه نعمته اینارو باید بفرستی لاحاشیه، که دیگه نبینن رحمته گفتن این حرفا خودش یه زیاده‌روییه، میدونم اما نمیخوان بدونن حراصِ حراصاشون، یه گوه‌خوریِ بی‌نهایته تو این طلسمِ خیابون «بیا ببین خیابون چی داره، نه چیزای لوکس، نه آسایش یه مشت تتلِ شکسته، یه مشت آدَمای بی‌سروصاحبِ سرگردون من نه میمونم، نه میرَم، مث یه سایه تو این ورسام میام رو بیت، میزنم تو گوششون، که بدونن کی بود اون که رفت تو اون چاهِ بی صدا بی صدا

Dig it 👏

User avatar
3.33k
Total plays
245
Followers
179
Following

You may also like