shooreshi demo 1
[ورس ۱] تهِ کوچههای تاریک، زیر نورِ چراغِ یا تیر یا قرمز و آبی یه مشت جوونِ خسته، همه سینه سوختن اما نترسن هر شب از رویِ درد تکرار، هر روز از رویِ زخم و اجبار ساختن راهی که رد میشه از -تیش و خون و گوله دود بلند شد کف خیابونا سرخه و تو چشما سربه اتحادمون یگان سرکوبو کوبید،پایگاه و مسجدا سوختن صدا تیر جنگی اومدو داداشا و خواهرامونو کشتن فکر کردن بُردن!! هه گوه خوردن ما ادامه داریم میایم با خشم بقا سراغ سوراختون کص برنامه انقلابه،باید الله برسه به دادتون،زن و بچت جلو چشمت مغزشون میپاشه رو دیوارتون، قرمزه سایکودینامیک شیرو خورشید پنجره های بسته شهر ،یه رؤیا زندونی تو رپ یه دنیا که نابودش کردنو رنگ آزادیو ندیدن اصلا قطره قطره طوفان شدن ظلم و این انقلاب بودش رسما اما دستور کشتار داد همون ضحاک ترسو و بدبخت نه تاجی روی سر بود، نه جایی واسه فرار فقط یه قلبِ سرکش و یه مشت حرفِ انبار که سالها توی سینه زیرِ خاکستر موند تا یه روز از دلِ آتیش،ققنوس پرواز کردو تابید [هوک] بذار هرچی میخوان بگن، ما از این راه نمیکشیم کنار تا وقتی نفس مونده تو سینه، ادامه داره این کار بذار هرچی میخوان بگن، ما هنوز ایستادهایم سرِ پا از دلِ شب رد میشیم، میرسیم آخرش به فردا [ورس ۲] زیرزمینای نمکشیده، پُر از نقشههای نصفه پُر از اسمهایی که هیچوقت دیده نشدن رو صفحه پُر از آدمایی که سهمشون فقط سکوت بود ولی توی چشماشون هنوز یه آسمونِ کبود بود ترس؟ آره بود، ولی اجازه ندادن حاکم شه هرکی یه بار افتاد، دوباره بلند شد، محکمتر شه یاد گرفتن از دلِ شکست، پُل بسازن واسه عبور نه اینکه کم بیارن جلوِ هر دیوارِ بلند و کور امید اینجا اسلحست، نه آهن و نه باروت یه جرقه کافیه روشن شه این همه سکوت واسه آیندهای که هنوز نرسیده ولی نزدیکه واسه روزی که عدالت دیگه فقط یه موسیقی نیست [اوترو] ما بچههای همین شهریم، همین آسفالتِ ترکخورده همونایی که از دلِ طوفان رد شدن، برنگشتن عقب دوباره بذار هرچی میخوان بگن، تاریخ از نو نوشته میشه وقتی یه نسلِ خسته تصمیم بگیره که تسلیم نشه
You may also like

Leave a comment
[ورس ۱] تهِ کوچههای تاریک، زیر نورِ چراغِ یا تیر یا قرمز و آبی یه مشت جوونِ خسته، همه سینه سوختن اما نترسن هر شب از رویِ درد تکرار، هر روز از رویِ زخم و اجبار ساختن راهی که رد میشه از -تیش و خون و گوله دود بلند شد کف خیابونا سرخه و تو چشما سربه اتحادمون یگان سرکوبو کوبید،پایگاه و مسجدا سوختن صدا تیر جنگی اومدو داداشا و خواهرامونو کشتن فکر کردن بُردن!! هه گوه خوردن ما ادامه داریم میایم با خشم بقا سراغ سوراختون کص برنامه انقلابه،باید الله برسه به دادتون،زن و بچت جلو چشمت مغزشون میپاشه رو دیوارتون، قرمزه سایکودینامیک شیرو خورشید پنجره های بسته شهر ،یه رؤیا زندونی تو رپ یه دنیا که نابودش کردنو رنگ آزادیو ندیدن اصلا قطره قطره طوفان شدن ظلم و این انقلاب بودش رسما اما دستور کشتار داد همون ضحاک ترسو و بدبخت نه تاجی روی سر بود، نه جایی واسه فرار فقط یه قلبِ سرکش و یه مشت حرفِ انبار که سالها توی سینه زیرِ خاکستر موند تا یه روز از دلِ آتیش،ققنوس پرواز کردو تابید [هوک] بذار هرچی میخوان بگن، ما از این راه نمیکشیم کنار تا وقتی نفس مونده تو سینه، ادامه داره این کار بذار هرچی میخوان بگن، ما هنوز ایستادهایم سرِ پا از دلِ شب رد میشیم، میرسیم آخرش به فردا [ورس ۲] زیرزمینای نمکشیده، پُر از نقشههای نصفه پُر از اسمهایی که هیچوقت دیده نشدن رو صفحه پُر از آدمایی که سهمشون فقط سکوت بود ولی توی چشماشون هنوز یه آسمونِ کبود بود ترس؟ آره بود، ولی اجازه ندادن حاکم شه هرکی یه بار افتاد، دوباره بلند شد، محکمتر شه یاد گرفتن از دلِ شکست، پُل بسازن واسه عبور نه اینکه کم بیارن جلوِ هر دیوارِ بلند و کور امید اینجا اسلحست، نه آهن و نه باروت یه جرقه کافیه روشن شه این همه سکوت واسه آیندهای که هنوز نرسیده ولی نزدیکه واسه روزی که عدالت دیگه فقط یه موسیقی نیست [اوترو] ما بچههای همین شهریم، همین آسفالتِ ترکخورده همونایی که از دلِ طوفان رد شدن، برنگشتن عقب دوباره بذار هرچی میخوان بگن، تاریخ از نو نوشته میشه وقتی یه نسلِ خسته تصمیم بگیره که تسلیم نشه