پرونده
0:00
0:00
ساعت سه شبه، شهر خفه، صدا خفهکن قدمام بیصدا، مثل سایه رو بتن چشما قرمز، ولی ذهنم فول فوکوس تو هنوز خواب فیک، من وسط لوکوس اسمم پیچیده تو کوچه مثل پرونده هرکی اومد جلو، شد یه خطِ خورده بازی رو میچینم، مثل نقشهی جرم تو فقط تماشاچی، من خودِ اون فرم خط به خط نوشتم، از شبای بدون نور از رفیقایی که فروختن به یه مشت غرور اینجا قانون سرده، دل نمیشناسه یا میمونی زنده، یا اسمت رو سنگه تو فقط حرفی، من عملِ بیوقفه ضربههام بیصدا، ولی تهش یه فاجعه میخوای اسم بیاری؟ اول راه برو این مسیر تاریکه، همه راه گم کنن توش من از سایه اومدم، نه از نورِ صحنه تو با نور میدرخشی، من با دردِ زنده آخر قصه معلومه، حتی قبل شرویا میشی بخشی از من، یا حذف میشی به زود
You may also like

Leave a comment
ساعت سه شبه، شهر خفه، صدا خفهکن قدمام بیصدا، مثل سایه رو بتن چشما قرمز، ولی ذهنم فول فوکوس تو هنوز خواب فیک، من وسط لوکوس اسمم پیچیده تو کوچه مثل پرونده هرکی اومد جلو، شد یه خطِ خورده بازی رو میچینم، مثل نقشهی جرم تو فقط تماشاچی، من خودِ اون فرم خط به خط نوشتم، از شبای بدون نور از رفیقایی که فروختن به یه مشت غرور اینجا قانون سرده، دل نمیشناسه یا میمونی زنده، یا اسمت رو سنگه تو فقط حرفی، من عملِ بیوقفه ضربههام بیصدا، ولی تهش یه فاجعه میخوای اسم بیاری؟ اول راه برو این مسیر تاریکه، همه راه گم کنن توش من از سایه اومدم، نه از نورِ صحنه تو با نور میدرخشی، من با دردِ زنده آخر قصه معلومه، حتی قبل شرویا میشی بخشی از من، یا حذف میشی به زود