تامارو دیدن که زمین خوردیم، تماشا میکردن و تخمه میخوردن
0:00
0:00
تامارو دیدن که زمین خوردیم، تماشا میکردن و تخمه میخوردن خون رو زانوهام، آثار درده... لبخندشون پشت لنزها، منجمد شده تو زمان مثل فیلمِ سیاهِ سفید، تو سینمایِ شکست... هر کی یه نیشخند، هر کی یه تحقیر دستای تشویق برای سقوطمون، نه برای پیروزی... ولی نمیدونستن اون زمین خوردن، بخشی از رقص بود پرواز رو یادمیگیره مرغ، موقع پر کشیدن از خاک بلند میشیم، با قدرتِ بیشتر همون تخمهها سبز میشن، تو باغِ ارادهمون... حالا میبینمشون، هنوز تو همون صندلیا ما رفتیم بالا، از پلهی درد و تجربه تخمههاشون مونده تو گلو، از حیرتِ رسیدن ما چون با هر زمین خوردنی، بلندتر شدیم از قبل..
You may also like

Leave a comment
تامارو دیدن که زمین خوردیم، تماشا میکردن و تخمه میخوردن خون رو زانوهام، آثار درده... لبخندشون پشت لنزها، منجمد شده تو زمان مثل فیلمِ سیاهِ سفید، تو سینمایِ شکست... هر کی یه نیشخند، هر کی یه تحقیر دستای تشویق برای سقوطمون، نه برای پیروزی... ولی نمیدونستن اون زمین خوردن، بخشی از رقص بود پرواز رو یادمیگیره مرغ، موقع پر کشیدن از خاک بلند میشیم، با قدرتِ بیشتر همون تخمهها سبز میشن، تو باغِ ارادهمون... حالا میبینمشون، هنوز تو همون صندلیا ما رفتیم بالا، از پلهی درد و تجربه تخمههاشون مونده تو گلو، از حیرتِ رسیدن ما چون با هر زمین خوردنی، بلندتر شدیم از قبل..