تخت .تاج . طلا
0:00
0:00
تو دلِ شب، صدای بغضِ بیصدا دستفروش میگه: "بخر، نذار بمونه کالا" بساطش سادهست، ولی پر از دعا یه لقمه نون میخواد، نه قصر و تاج و طلا کفِ خیابون، ردِ پاهامون پر از درد دلها شکسته، ولی لبها هنوز سرد یه بچه خوابیده، رو کارتنِ زرد تو خوابش نون میبینه، نه بازی و نهمَرد پدر شرمندهست، تو جیبش فقط باد مادر دعا میخونه، با چشمِ بیفریاد تو قابِ تلویزیون، فقط وعده و انکار ولی تو کوچهها، فقط فقر و استثمار دستفروش میگه: "منم آدمم، نه سایه" "منم یه رویا دارم، نه فقط یه مایه" "منم میخوام بچم بخنده تو مدرسه" "نه با شکمِ خالی، تو صفِ نون و قصه"
You may also like

Leave a comment
تو دلِ شب، صدای بغضِ بیصدا دستفروش میگه: "بخر، نذار بمونه کالا" بساطش سادهست، ولی پر از دعا یه لقمه نون میخواد، نه قصر و تاج و طلا کفِ خیابون، ردِ پاهامون پر از درد دلها شکسته، ولی لبها هنوز سرد یه بچه خوابیده، رو کارتنِ زرد تو خوابش نون میبینه، نه بازی و نهمَرد پدر شرمندهست، تو جیبش فقط باد مادر دعا میخونه، با چشمِ بیفریاد تو قابِ تلویزیون، فقط وعده و انکار ولی تو کوچهها، فقط فقر و استثمار دستفروش میگه: "منم آدمم، نه سایه" "منم یه رویا دارم، نه فقط یه مایه" "منم میخوام بچم بخنده تو مدرسه" "نه با شکمِ خالی، تو صفِ نون و قصه"
💔🖤