کشف
0:00
0:00
کردم ساف. دارم. تاب از دیدبان. تا ادبیان ان سویه کوه نور زان روند سمت سود. جهل. نشود. همراهت چون برود ازدرون ان نور کور بیند هرچه هس از دور همچو شور گردد زبانه بی کسان خغته ارام. کس نداند حال ان هر چ بشمرد هر چه دلخورد گرچه عشق مرد چون خرد خورد می دوا بود بشکست جام تورا کشفه کاشف بروی بهر نهان از هیاهوی جهان بشکفد بر دماوندو سهند زد دلو برد. بر نهر کوهان در خلع گنجد اسب دوان شده رود جاری شل شده بازی خیابان پر از کودک راضی غافل از لحظات عاطافی دو یک صفر مقصد لحظه عشق
You may also like

Leave a comment
کردم ساف. دارم. تاب از دیدبان. تا ادبیان ان سویه کوه نور زان روند سمت سود. جهل. نشود. همراهت چون برود ازدرون ان نور کور بیند هرچه هس از دور همچو شور گردد زبانه بی کسان خغته ارام. کس نداند حال ان هر چ بشمرد هر چه دلخورد گرچه عشق مرد چون خرد خورد می دوا بود بشکست جام تورا کشفه کاشف بروی بهر نهان از هیاهوی جهان بشکفد بر دماوندو سهند زد دلو برد. بر نهر کوهان در خلع گنجد اسب دوان شده رود جاری شل شده بازی خیابان پر از کودک راضی غافل از لحظات عاطافی دو یک صفر مقصد لحظه عشق