طلاق
(ورس ۱) زندگی مثل یک فیلم، اما بدون فیلمنامه مادر و پدر، دو تا قلب، حالا توی جدایی نامه یادمه روزایی که خندهها تو خونه بود حالا سکوت و درد، جاشو گرفته، کجاست اون نور؟ (ورس ۲) هر شب خواب میبینم، دوباره با هم، اما صبح که بیدار میشم، میبینم که نه، مادر توی اتاق، غمگین و تنها، پدر رفته دور، دیگه نیست توی این دنیا. (ورس ۳) یادمه روزایی که با هم میخندیدیم حالا فقط عکسها، یادگاری از روزای خوب چرا باید اینجوری میشد، چرا باید میرفتند؟ چرا عشقشون تبدیل به یک جنگ میشد؟ (ورس ۴) هر کدوم توی دنیای خودشون غرق شدن حس میکنم که منم توی این بین گم شدم دو تا قلب شکسته، دو تا رویا فراموش چرا باید اینجوری میشد، چرا باید میرفتند؟ (کورس) طلاق، طلاق، چه درد عمیقی دو تا قلب شکسته، توی این دنیا بیرحمی یادگاری از عشق، حالا فقط غم مادر و پدر، چرا باید اینجوری میشد؟ (ورس ۵) هر روز میرم مدرسه، اما توی دلم خالی دوستام میپرسن، چرا همیشه غمگینی؟ میگم فقط یک داستان، داستانی تلخ دو تا قلب شکسته، توی یک دنیا سرد. (ورس ۶) مادر میگه باید قوی باشم، اما چطور؟ وقتی هر شب خواب میبینم، پدر رو توی دروازه چرا باید اینجوری میشد، چرا باید میرفتند؟ چرا عشقشون تبدیل به یک جنگ میشد؟ (کورس) طلاق، طلاق، چه درد عمیقی دو تا قلب شکسته، توی این دنیا بیرحمی یادگاری از عشق، حالا فقط غم مادر و پدر، چرا باید اینجوری میشد؟ (ورس ۷) حالا بزرگ شدم، اما هنوز هم درد دارم یادگاری از عشق، توی قلبم جا دارم هر روز میگذره، اما غم نمیره چرا باید اینجوری میشد، چرا باید میرفتند؟ (ورس ۸) زندگی ادامه داره، اما با زخمهای عمیق مادر و پدر، دو تا قلب شکسته، دو تا عشق بینصیب یادگاری از روزای خوب، حالا فقط غم چرا باید اینجوری میشد، چرا باید میرفتند
You may also like

Leave a comment
(ورس ۱) زندگی مثل یک فیلم، اما بدون فیلمنامه مادر و پدر، دو تا قلب، حالا توی جدایی نامه یادمه روزایی که خندهها تو خونه بود حالا سکوت و درد، جاشو گرفته، کجاست اون نور؟ (ورس ۲) هر شب خواب میبینم، دوباره با هم، اما صبح که بیدار میشم، میبینم که نه، مادر توی اتاق، غمگین و تنها، پدر رفته دور، دیگه نیست توی این دنیا. (ورس ۳) یادمه روزایی که با هم میخندیدیم حالا فقط عکسها، یادگاری از روزای خوب چرا باید اینجوری میشد، چرا باید میرفتند؟ چرا عشقشون تبدیل به یک جنگ میشد؟ (ورس ۴) هر کدوم توی دنیای خودشون غرق شدن حس میکنم که منم توی این بین گم شدم دو تا قلب شکسته، دو تا رویا فراموش چرا باید اینجوری میشد، چرا باید میرفتند؟ (کورس) طلاق، طلاق، چه درد عمیقی دو تا قلب شکسته، توی این دنیا بیرحمی یادگاری از عشق، حالا فقط غم مادر و پدر، چرا باید اینجوری میشد؟ (ورس ۵) هر روز میرم مدرسه، اما توی دلم خالی دوستام میپرسن، چرا همیشه غمگینی؟ میگم فقط یک داستان، داستانی تلخ دو تا قلب شکسته، توی یک دنیا سرد. (ورس ۶) مادر میگه باید قوی باشم، اما چطور؟ وقتی هر شب خواب میبینم، پدر رو توی دروازه چرا باید اینجوری میشد، چرا باید میرفتند؟ چرا عشقشون تبدیل به یک جنگ میشد؟ (کورس) طلاق، طلاق، چه درد عمیقی دو تا قلب شکسته، توی این دنیا بیرحمی یادگاری از عشق، حالا فقط غم مادر و پدر، چرا باید اینجوری میشد؟ (ورس ۷) حالا بزرگ شدم، اما هنوز هم درد دارم یادگاری از عشق، توی قلبم جا دارم هر روز میگذره، اما غم نمیره چرا باید اینجوری میشد، چرا باید میرفتند؟ (ورس ۸) زندگی ادامه داره، اما با زخمهای عمیق مادر و پدر، دو تا قلب شکسته، دو تا عشق بینصیب یادگاری از روزای خوب، حالا فقط غم چرا باید اینجوری میشد، چرا باید میرفتند
اصلا خوب رو یست نمیخونی ولی بازم دمت گم هعف