baraye doostam.6|برای دوستم
متن آهنگ: بخش اول برای دوستم مسکن فردام اِدعای بودن لابه لای شعرام همونی که مونده توی این راه باهام مَرض این خنده لابه لای رگهام برای دوستم پُشت جوخه های رنج نبود تو مون باختن لای درد که تاختن خزونه یه موندن شعر ها که مُردن بهونه که ساختن انگار همه قهرن برای دوستم با وجوده نقضام هنوزم گوش میدی به این حرفام زن ها و مرد ها دست زدن واسمون حتا اگه سرد بشه واسه همم نگامون برای دوستم حرفامو داد زد پشت من گرمه توی این مسیری که سرده حتا اگه فردا مثه بارون بباره من میشم چَترت برای دوستم تک به تک دقایق خاطرات خوبی که ساختیم با خنده سوزناکه فردا تنگنای رنگ ها ولی اینو بدون که دنیاهم سخته برای دوستم با وجود سختی حال خوبو از خودت دریق نمیکنی برای دوستم زیره این آسمون مجبوری بازم ستاره ها میشموری بخش دوم برای دوستم تمدن خاطره رو ساختیم سمت روزها تاختیم شهوته نبودنو باهم دیگه کشتیم برای بودن نقابارو کشتیم برای دوستم پادزهر گریه زهر هر خنده لُکنت تو جنگه دلیله شک من به این اتهامه درد شاید بودم هرروز تیره تر از دیروز برای دوستم رفیقم داداشم لبخندایی زدیم به سیلیه روزگار که مُهرش هنوزم مونده تو صورتش حتا اگه سرد باشه باده هر حرفش برای دوستم این مسیره ناهموارو کردیم دوتایی تِی چه توی سرما چه توی گرما چه توی بودن چه تو نبودن برای دوستم توی منطقه یه ممنوعه به پرواز ماها خوده بادیم آزاده آزاد بدون هیچ وقفی جاری توی پهنای بعد برای دوستم ثانیه ها تاختن سریع تر از ماها ولی بازم دویدیم به امید فردا شاید که من خستم دستای من سردن ولی باز تو میری
You may also like

Leave a comment
متن آهنگ: بخش اول برای دوستم مسکن فردام اِدعای بودن لابه لای شعرام همونی که مونده توی این راه باهام مَرض این خنده لابه لای رگهام برای دوستم پُشت جوخه های رنج نبود تو مون باختن لای درد که تاختن خزونه یه موندن شعر ها که مُردن بهونه که ساختن انگار همه قهرن برای دوستم با وجوده نقضام هنوزم گوش میدی به این حرفام زن ها و مرد ها دست زدن واسمون حتا اگه سرد بشه واسه همم نگامون برای دوستم حرفامو داد زد پشت من گرمه توی این مسیری که سرده حتا اگه فردا مثه بارون بباره من میشم چَترت برای دوستم تک به تک دقایق خاطرات خوبی که ساختیم با خنده سوزناکه فردا تنگنای رنگ ها ولی اینو بدون که دنیاهم سخته برای دوستم با وجود سختی حال خوبو از خودت دریق نمیکنی برای دوستم زیره این آسمون مجبوری بازم ستاره ها میشموری بخش دوم برای دوستم تمدن خاطره رو ساختیم سمت روزها تاختیم شهوته نبودنو باهم دیگه کشتیم برای بودن نقابارو کشتیم برای دوستم پادزهر گریه زهر هر خنده لُکنت تو جنگه دلیله شک من به این اتهامه درد شاید بودم هرروز تیره تر از دیروز برای دوستم رفیقم داداشم لبخندایی زدیم به سیلیه روزگار که مُهرش هنوزم مونده تو صورتش حتا اگه سرد باشه باده هر حرفش برای دوستم این مسیره ناهموارو کردیم دوتایی تِی چه توی سرما چه توی گرما چه توی بودن چه تو نبودن برای دوستم توی منطقه یه ممنوعه به پرواز ماها خوده بادیم آزاده آزاد بدون هیچ وقفی جاری توی پهنای بعد برای دوستم ثانیه ها تاختن سریع تر از ماها ولی بازم دویدیم به امید فردا شاید که من خستم دستای من سردن ولی باز تو میری
نظرت چیه فیت بدیم؟
ایول 🖤