marg

0:00
0:00
marg

مرگ حقیقت زیبایی که جریمه انضباطم شد ولی خب زندگیمم دشمنم شد شاید تلخه قدم زدن تویه این سر زمین مرده ولی خب چاره ای نیست چون روحمون مرده چون دیگه چیزی به اسم تو وجود نداره چون دیگه روحت به اونا فروخته شده شاید تلخ باشه ولی حقیقته زنگی با مرگ فرقی نداره پس چرا بنی آدم زنگی میکنه؟ وقتی تو کوچه دیدن جسم بی روح عادی شده وقتی قدم زدن کار هر روز شده وقتی تو خودتی ولی خودت تورو رها کرده همین زندگیتم بزور پابرجا مونده گریه کردن قبلا مرحم درد بود ولی دیگه اشکات خشک شده دستاتو ببر بالا دعاکن بمیری ولی همین الانشم مردی فقط ادای زنده هارو درمیاری شاید بگی فرار کردن راه نجاته ولی توی این بیراهه هرکسی گم میشه دلت از سیاه نور شده دیگه خیلی چیزاهم جواب نمیده دیگه مرگم جواب نمیده یه انسان مرده از مرگ نمیترسه چون خودش از زندگی خودش گذشته چون دیگه آب از سرش گذشته چون دیگه به نقطه پایان رسیده چون دیگه هیچی واسش معنی نداره

2 Comments

Leave a comment

Author
4 years ago

See track description

لایک شدی بلایک

1
User avatar
2.04k
Total plays
87
Followers
2
Following

You may also like