اگاهی
0:00
0:00
دستم دس بند بردنم پاسگا شاکی داشتم دادنم دادگاه گذاشتن جلوم کاغذو خودکار باید اعتراف میکردم کارای نکردمو وگرنع چکو شلاق میخوردم از سرباز در باز شد دادنم بازداشت بازم این پسر کاغذو خالی گذاش گنشمع کلع خالی زدع بالا بد خماری نسخ ی نخ سیگار بیچارع من ک از کارم شدم بیکار چسبوندن ب سیسع غلطم تیریپ الکیم ک تلکه ایم من حقیقتو میگفتم میگفت مقلته ایی م مولا ک حیقت بود شما سفسته ایی
You may also like

Leave a comment
دستم دس بند بردنم پاسگا شاکی داشتم دادنم دادگاه گذاشتن جلوم کاغذو خودکار باید اعتراف میکردم کارای نکردمو وگرنع چکو شلاق میخوردم از سرباز در باز شد دادنم بازداشت بازم این پسر کاغذو خالی گذاش گنشمع کلع خالی زدع بالا بد خماری نسخ ی نخ سیگار بیچارع من ک از کارم شدم بیکار چسبوندن ب سیسع غلطم تیریپ الکیم ک تلکه ایم من حقیقتو میگفتم میگفت مقلته ایی م مولا ک حیقت بود شما سفسته ایی