ALITY . 4 SOBH

0:00
0:00
ALITY  . 4 SOBH

باز ساعت از ۴ صبح گذشت من بیدارمو لش رو تخت یه نگاه به ساعتو درو دیوار گچ تو مغزم پر حرفای چرت و پرت دیگه حتی از هیچکس نخواستم معذرت خداییش این مغزم دیگه داده رد یه وقتایی یه چیزایی رو نفهمیدم فکر نکنن من از این پسرای تعطیلم اصن من از اون ادمایه غمگینم لابد با خودت فکر نکن که من ازت دلگیرم من از تو خودم یهو مثل یه بمب ترکیدم لابد با خودت فکر کردی من این چیزا رو نفهمیدم تورو بایه عوضی دیدم شدش عصابم خورد و هر چی که یادگار از تو بود و کردم پودر یه جوری ولم کردی که دارم اینجا میسوزم 

4 Comments

Leave a comment

Author
3 years ago

باز ساعت از ۴ صبح گذشت من بیدارمو لش رو تخت یه نگاه به ساعتو درو دیوار گچ تو مغزم پر حرفای چرت و پرت دیگه حتی از هیچکس نخواستم معذرت خداییش این مغزم دیگه داده رد یه وقتایی یه چیزایی رو نفهمیدم فکر نکنن من از این پسرای تعطیلم اصن من از اون ادمایه غمگینم لابد با خودت فکر نکن که من ازت دلگیرم من از تو خودم یهو مثل یه بمب ترکیدم لابد با خودت فکر کردی من این چیزا رو نفهمیدم تورو بایه عوضی دیدم شدش عصابم خورد و هر چی که یادگار از تو بود و کردم پودر یه جوری ولم کردی که دارم اینجا میسوزم 

حاجی ترک جدید دادم لایک بزن ممنون

خوب بود فقط یک مشکل داشتی انگا تکساتو مث انشا داشتی میخونی

GANG GANG 🤘

User avatar
526
Total plays
52
Followers
97
Following

You may also like